مدیریت استراتژیک منابع انسانی

مدیریت استراتژیک منابع انسانی چیست؟

اگر قرار باشه بعنوان واحد منابع انسانی یک شرکت، بخواهیم مدیریت استراتژیک و راهبردی منابع انسانی داشته باشیم، لازمه اش اینست که برنامه ریزی و اهداف بلند مدتی طرح ریزی کنیم. و در واقع اتخاذ راهبردها بایستی در جهت بالا بردن رضایت کارکنان و عملکردشان باشد.

اما داشتن این رویکرد اصلا به چه دردی میخوره، خوب جواب اینه که:

بین اهداف کوتاه مدت، بلند مدت، ماموریت و برنامه های سازمان و مدیریت کارکنان لینک ایجاد می کند.

اما برای اجرایی کردن نگرش مدیریت استراتژیک منابع انسانی باید چگونه رفتار کرد؟

۱- تعیین استراتژی سازمان و بخش ها بصورت کاملا کیلیر، در رابطه با ابعاد مختلف مدیریت منابع انسانی

۲- تعیین نیازها و چالشهای منابع انسانی اعم از آموزشی، انگیزشی، جبران خدمات، پیشرفت و ارتقا

۳- تعیین جایگاههای شغلی و شناسنامه های شغلی که به کارکردهای منابع انسانی کمک می کند.

۴- رسم نقشه استراتژیک و تغییرات لازم در ساختار سازمانی و جایگاههای شغلی

۵- طراحی هر یک از نظام های مدیریت منابع انسانی با توجه به شرایط سازمان و نیمرخی که از کارکنان سازمان بدست آمده است.

 

مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

کارناشناس کنترل پروژه

چندوقته که دنبال یک کارشناس کنترل پروژه میگردیم. قبل از این حدس میزدم که اوضاع نیروی متخصص در این حوزه زیاد خوب نیست اما فکر نمیکردم انقدر تاسف بار باشه!!!
کلی رزومه برامون ارسال کردن که به جرات میتونم بگم که ۹۰% از روی رزومه ای که داده بودند معلوم بود که اینکاره نیستن ولی باز هم برای اطمینان خاطر خودم به چندتا از متوسط ها زنگ زدیم برای مصاحبه بیایند.
جزء اولین سوالاتم این بود که الان به چه سمتی و در کجا کار میکنید. یه عده ای گفتن که ما کارشناس کنترل پروژه هستیم. وقتی چندتا سوال تخصصی نسبتا ساده از روی PMBOK هم پرسیدم، دیدم که گویا غریب ترین آدم در شرکتشان نسبت به مسائل کنترل پروژه است.
و از همه اسفبارتر اینکه یه عده ای آمدند و گفتند ما مدیر کنترل پروژه هستیم و تعدادی کارشناس کنترل پروژه زیردستمان کار میکنند. آنها هم در مقابل مسائل تخصصی و حرفه ای، از خود استعداد کارشناسانه بروز ندادند.
خلاصه انگار در این فیلد، عده ی زیادی به اسم کارشناس کنترل پروژه، به شغل شریف اپراتوری و منشی گری مشغول هستند که یک فرد دیپلمه یا نهایتا فوق دیپلم با استعداد متوسط هم میتواند آن کارها را انجام دهد.
البته نباید از حق گذشت که منشی گری هم یک شغل تخصصی است و افراد کم استعداد و کم سواد نمیتوانند از عهده آن برآیند ولی اینطور که من برداشت کردم، اپراتوری کنترل پروژه از این هم ساده تر است و افراد بدون مطالعه و تخصص و دانش، میتوانند در شرکت های مختلف به فعالیت بپردازند و حقوق یک کارشناس درجه یک را هم بگیرند و مدام هم به حقوقشان غر بزنند!
بیاییم مقداری هم به لغت کارشناس فکر کنیم. چه کسی کار را میشناسد؟ چه کسی میتواند در کار صاحب ایده باشد؟ چه کسی قدرت تحلیل دارد؟
اگر پس از ۴ یا ۶ سال درس خواندن در دانشگاه هنوز معنای این واژه را نمیدانیم، باید با مدرکمان یک موشک درست کنیم و لحظه تحویل سال از بالای برج میلاد به دوردستها بسپاریمش.

خلاصه بعضی ها آنقدر از حوزه تخصصی کاری خود بی اطلاع هستند که بهتر است نام کارناشناس را بر روی آنها بگذاریم.

*در ضمن با این ارسال این پست اعلام میدارم که بعد از گذشت چندماه هنوز یک کارشناس کنترل پروژه پیدا نکرده ایم. اگر کسی را میشناسید که کارشناس کنترل پروژه است، به بنده معرفی نمایید.


مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

مدیریت کارکنان با سرکشی کردن

در حین انجام پروژه تجزیه و تحلیل شغلی بودم، که یکی از مدیران گفت شیوه مدیریت من MBWA است!

شاید با این نام ازش چیزی نشینیده باشید، در واقع همون مدیریت پیگیری و سرکشی کردن نیروهاست. این شیوه نقاط ضعف و قوت فراوونی داره، اما فعلا میخان به این بپردازم که اگر تیپ (Type) سرکشی ام (MBWA) مدیریت میکنید، حداقل این کارو درست انجام بدهید! (تاریخچه این روش برمیگرده به موسسان HP)

1-     قراره برین رو سر تیمتون با تک تک نیروها صورت به صورت باهاشون حرف بزنید، قراره انگیزششون کنید، در صورت نیاز بهشون کمک فکری بدهین.

۲-     قراره اونا به عنوان یک تسهیلگر به شما نگاه کنند، نه یک BOSS تا بتونند بهتون بگن چه خبره، دارن چیکار میکنن و یا مشکل چیه.

۳-     قراره بهشون آرامش بدهین نه استرس، قراره موانعشونو بردارید نه اینکه یه مانعی به نام استرس هم بهشون اضافه کنید.

۴-     بطور روزانه، اتفاقاتی که در سازمان میفته و میتونه به ایجاد تعهد سازمانی در افراد کمک کنه، منعکس کنید.

۵-     سرکشیاتونو با نظم و بصورت روزانه انجام دهید، اینطوری افراد بر روی تعهداتشان خواهند ماند.

۶-      قراره اینطوری فضای ایده پراکنی هم در تیم ایجاد بشه، پس مراقب عکس العملتان در رابطه با ایده های افراد تیم باشید.

۷-     ضمنا تعریف و تمجید یادتون نره، چون هر فرد در تیم دوسداره که در رابطه با اهمیت جایگاهش بشنوه.

۸-     راستی یادم رفت بگم اگر می خواهید زوری این کارو انجام بدهین، به هیچ دردی نمیخوره! باید اینو بخواهید…

در مطلب بعدی در رابطه با چگونگی اجرای درست MBWA صحبت می کنیم…

مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

کارمند بد

یک ژاپنی میگه میخ بیرون زده را باید آنقدر با چکش بکوبید تا پایین رود. میشه اینطور گفت که کارمندان بد مثل میخ بیرون زده اند.

یا حتی می توان آن را به سیب گندیده شبیه دانست که باید اونو از میان دیگر سیب ها جدا کرد و انداخت دور. آیا در بین همکاران شما کارمند بد پیدا می شه؟

فکر میکنم الان داشتید به همکاراتون فکر می کردین که کی بده که خوبه، کی کارایی داره و کی نداره.

اما قبل از اینکه به دیگران فکر کنید، به خودتون بیندیشید! به اینکه مراقب افکار و رفتارتون در محل کار باشید. هر رفتار و افکاری که از شما سر میزند، در واقع شخصیت شما را در نگاه دیگران می سازد.

در واقع کارمندی بد خطاب می شود که عملکرد خود را بطور روزانه و هفتگی مورد بررسی قرار ندهد و بجای بررسی عملکرد و کارایی خود، به بررسی دیگران بپردازد و مدام از همه اشکال بگیرد.

مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

کارمند قدر ناشناس

بعضی ها انگار عادت کردن که از همه چیز و در همه جا، ناراضی باشند و بدتر از همه، دوست دارند که همیشه غر بزنند.

این شیوه در کشورهای عقب افتاده و آدم های عقب افتاده، بسیار رواج دارد و همین مساله از مهمترین عوامل عقب افتادگی شان است.

اصولاً تفاوت آدم های پیشرفته نسبت به عقب افتاده در همین است. یعنی هرجا مشکلی میبینند خودشان هرکاری که از دستشان بر می آید برای رفع آن نقصان، انجام میدهند. اما آدم های عقب افتاده، اصلاً هیچ کاری را در حیطه مسئولیت خود نمیبینند و همیشه همه اشکالات را به گردن کسی می اندازند.

کاش حتی اگر این مشکلات را در حیطه مسئولیت خود نمیبینند، حداقل به جای غرغر کردن، به دنبال انتقاد درست باشند.

یک شرکت را در نظر بگیرید که رئیس آن به عقیده کارمندان، دارای مشکلاتی است و در تصمیمات و رفتار خود، اشتباهاتی دارد. حال کارمندان آن شرکت را در نظر بگیرید که به جای اینکه از رفتار اشتباه انتقاد کنند و روش درست را به او نشان بدهند (البته به روش مناسب)، شروع کنند به غر زدن و ایراد گرفتن. به این کارمندان محترم باید گفت:

آقا / خانم کارمند محترم:

  • اگر از شرایط شرکت ناراضی هستی، به جای اینکه غر بزنی، بیا به کسی که اشکال داری، انتقاد صحیح کن.
  • اگر باز هم از شرایط شرکت ناراضی هستی، به دنبال اصلاح شرایط باش.
  • اگر باز هم از شرکت ناراضی هستی، چرا به کار در آن ادامه میدهی. به دنبال شرایط بهتر باش.
  • اگر از شرایط شرکت ناراضی هستی، حداقل فکر بقیه کارمندان را خراب نکن و بگذار آنها کارشان را بکنند.

حضور اینگونه افراد در شرکت مانند یک سیب گندیده است. که نه تنها خودشان خراب هستند، بلکه سعی در خراب کردن بقیه هم دارند.

این افراد عادت دارند که فقط شرایط منفی را ببینند و همیشه نیمه خالی لیوان را خیلی بیشتر از نیمه پر آن میبینند. این مسئله باعث افزایش عدم رضایت، افسردگی، خمودگی و بی انگیزگی همه کارمندان خواهد شد.

بیاییم به جای همیشه ناراضی بودن و نا امید بودن، به دنبال اصلاح اشکالات باشیم و مطمئن باشیم که مردم پیشرفته با این رمز به پیروزی رسیده اند.

  • در متن بالا به عمد از کلمه مردم به جای کشور استفاده شده است زیرا مردم یک جامعه هستند که کشور را میسازند.

مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

آداب معاشرت در محیط کار

عنوان این مطلب در واقع نام یک کتاب است که اخیراً به توصیه یکی از مدیران شرکت، آن را مطالعه کردم.

این کتاب در مورد آداب معاشرت و نحوه برخورد مناسب با افراد مختلف در محیط کار است.

کتاب بسیار مفیدی است که خواندن آن را به تمامی شاغلین و جویندگان کار پیشنهاد میکنم.

بیایید به جای اینکه همه چیز را تجربه کنیم، از تجربیان چندین ساله دیگران استفاده کنیم.


مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

فراتر از شرکت و سازمان من ۲‏

توی نوشته ی قبلی سعی داشتم بگم که اگر فراتر از شرکت و سازمان خودمان بیاندیشیم، هم مسائل و مشکلات جامعه را حل می کنیم و هم به نفع خود ماست زیرا مشکلات ما هم کمتر می شود

مثلا سازمانی را تصور کنید که در هر هفته ، برای مصاحبه با متقاضیان کار، وقت می گذارد.

هر هفته به طور متوسط برای جذب نیروی انسانی ۵ نفر از مدیران خود را به مدت ۳ الی ۴ ساعت در روز های ۵شنبه به این کار می گمارد و تقریبی هر دو هفته یکبار این جلسات برگزار شود.(حدود دو میلیون تومان هزینه در سال – و از دست دادن نظارت مدیر در روز های ۵ شنبه روی تیم های مزبور)

فرض کنید کسانی که شما دنبال استخدام آنها هستید متخصصان حوزه های مختلفی هستند که به این راحتی ها هم شانس تربیت شدن آنها توسط دانشگاه و شرکت ها وجود ندارد.

مثلا

۱٫        متخصص مایکروسافت داینامیکز سی آر ام برای برنامه نویسی و توسعه و سفارشی سازی

۲٫        متخصص تی اف اس برای توسعه و مدیریت سرور و مدیریت مستند سازی

۳٫        متخصص شیرپوینت با قابلیت های برنامه نویسی و توسعه و نگهداری سرور

۴٫        متخصص کنترل پروژه برای کار با پراجکت سرور و مسائل کنترل پروژه و برنامه ریزی و غیره

هر کدام از تخصص های فوق نیاز مند یک پروسه ی سنگین آموزشی است

  • سازمان ها استخدام می کنند
  • آموزش می دهند
  • و احیانا نیرو را بعد از مدتی از دست می دهند

راه حل چیست؟

طراحی یک سیستم ساده و کم هزینه که ضمانت کند کلیه ی مشکلات استخدام منابع انسانی را حل کند.

راه حل پیشنهادی:

دومیلیون تومان را در جیب خود بگذارید.

متخصصین خود را برای آموزش در یکی از بهترین آموزشگاه های شهر خود بفرستید، مزایا:

۱٫        خود آن آموزشگاه حقوق خوبی برای آموزش به این فرد می دهد.

۲٫        خود آموزشگاه تبلیغات می کند و در تبلیغات میگوید هر کس رتبه ی اول را کسب کند استخدام می شود

۳٫        خود آموزشگاه کلاس ها را برگزار کرده و امتخان می گیرد و نمره می دهد و متخصص شما ارزیابی می کند

همه ی کار ها اتوماتیک انجام می شود. شما هم افراد خود را جذب می کنید و جایگزین هم همیشه خواهید داشت.

مثلا نفر دوم یا سوم هر کلاسی که مشخصات اش در اختیار شماست. کاندیدا و جانشین همان شخصی است که استخدام می شود


مشترک فید ما شوید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

 

Share

فراتر از شرکت و سازمان من ۱

هدف من از این نوشته اینه که نشون بدم چطوری میتونه همه ی قوای یک جامعه با هم همگرا به سمت اهداف باشه.

خب ، همه ی ما به منفعت خودمون نگاه می کنیم و تصمیم میگیرم.

در سازمانها و شرکت ها هم همینطوره. چون اهداف کوتاه مدت ما ، مهم تر از اهداف بلند مدت و با اولویت چندم کشور است.

چون سازمانی که میخواهد سرمایه گذاری روی اهداف دسته جندم داشته باشد احساس می کند ، وقت و هزینه را از دست می دهد

اما چه شد که سازمان های غربی ، به منافع جمعی شان نگاه می کنند؟

چه می شود که شما به پرسنال برندینگ کارمندان توجه میکنید؟

مگر توجه کردن به شهرت کارمندان شما، باعث نمی شود که احتمال جدا شدن آنها از شما زیاد شود.

هر کشوری هم یک سری خط مشی های کلی دارد. که با فعال شدن تمام قوای آن کشور میسر می شود. مدیران کشوری باید به فکر فعال کردن سازمان ها و شرکت ها باشند و با دادن تسهیلات آنها را با اهداف کشور ، همجهت کنند.

مدیران شرکت ما به وبلاگ سازمانی اصلا اهمیت نمی دهند که تجربیات و خطاهای مدیریتی دیگران را در جامعه تکرار نکنیم.

مدیران ما  برای پرسنال برندینگ افراد خود هیچ کاری نمی کنند مبادا آنها را از دست بدهند.

مدیران ما در جهت رفع تورم وظیفه ای را برای خود تعریف نمی کنند.

برای رفع بیکاری جوانان، هیچ وقت و سرمایه ای را نمی گذارند.

و همه و همه را بیرون سرزمین خود میدانند. و توجیهی برای سرمایه گذاری پیدا نمی کنند.

اما به نظر من در غرب،  هم ساختار برای شرکت ها کار می کنند و هم شرکت ها برای ساختار موجود و مسائل سیستم سرمایه گذاری می کنند.

مثلا سیستم آموزشی افراد را برای جذب به بازار کار آماده ی آماده می کند

در همین مثال :

  • هزینه های جذب نیروی انسانی را برای سازمان ها و شرکت ها به شدت کاهش می دهد
  • و دوره ی استاندارد برگزار می کند و  تعیین صلاحیت و آزمون میگیرد و مدرک صادر می کند
  • هر کسی که میخواهد جذب بازار کار شود یک نقطه ای را از روی کف و سقف حقوق اش هدفگیری میکند
  • و راهی که مشخص است را طبق نقشه طی می کند و به جایگاه شغلی و مدرک و حقوق لازم می رسد

مشترک فید ما شوید.

از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

 

Share
نظر بدهید : ادامه...

چگونه میشود فرهنگ سازمانی مورد نظرمان را در کارکنان ایجاد کنیم؟

در سازمانی که ما در آن کار می کنیم، وقتی می خواهند کارکنان را به نظم متمایل کنند، یک بیانیه با قطع A4 بر روی تابلوی اعلانات نصب می کنند، که زین پس نمره نظم با این فرمول محاسبه خواهد شد و برای افراد نمره نظم در نظر گرفته خواهد شد.

این میشه فرهنگ سازی سازمان ما برای منظم کردن کارکنان.

اما در یک سازمان خوب برای فرهنگ سازی نظم ممکن است به شیوه های ذیل عمل کنند:

۱-      داستان سرایی:

می توان با استفاده از داستان سرایی و تعریف داستانی مرتبط با نظم بصورت غیرمستقیم حس منظم شدن را در کارکنان ایجاد کرد. مثلا داستانی در رابطه با اینکه تیمی کار کردن، باهم اومدن و با هم رفتن و احساس تعلق کارکنان در فلان شرکت منجر به بالا رفتن بهره وری سازمانی شده است.

۲-      برنامه ریزی یک مراسم:

البته جشن ها و مراسم های پایان سال می تواند در ایجاد فرهنگ موثر باشد، اما در رابطه با موضوع نظم می توان یک جلسه نیم ساعته گذاشت و بعنوان مثال یک کلیپ از فواید نظم در شرکتی نمونه پخش نمود. نکته ای که باید به آن توجه کرد، پرهیز از مطرح کردن این جور بحثها بصورت غیر مستقیمه.

موارد دیگری را که میشه در پایان اضافه کرد، اینست که برای تشکیل فرهنگ سازمانی بصورت منسجم باید مولفه هایی دور هم جمع شوند:

  • نقش موسسین شرکت و سازمان
  • نقش سیستم ارزیابی عملکرد
  • متد رهبری مدیران
  • مسیر اجتماعی شدن
  • مشارکت دادن کارکنان در تهیه منشور اخلاقی و چشم انداز

مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

رسانه و مدیریت و فرهنگ سازی

شما میخواهید یه ابزار اتوماسیون رو راه بندازید. مشکلات زیادی دارید که باید حل کنید

اما توی سازمان شما که از ۵۰ نفر تا ۱۰۰۰ نفر پرسنل هست ، این کار ها ،  بدون رسانه ممکن نیست.

دیگه چه برسه استفاده از شیرپوینت و پراجکت سرور و مایکروسافت داینامیکز سی آر ام و تی اف اس و غیره که هر کدوم این ۴ دسته منابع انسانی رو برای موفقیت لازم داره

۱٫        یک تیم آمار : برای رصد کردن دقیق اوضاع و پیشرفت

۲٫        یک متخصص شبکه : برای راه اندازی و نگهداری سرور ها

۳٫        یک متخصص خود اون ابزار : برای توسعه و سفارشی سازی و احیانا برنامه نویسی

۴٫        یک استراتژیست : برای راهبری و هدایت به سمت هدف اصلی

۵٫        اما ابزار فرهنگ سازی و آموزش از همه مهم تره : که خیلی میتونه شرایط فرهنگ سازمانی رو با شما هماهنگ کنه

انواع و اقسام فیلم ها و ویدئوها و کانال های اینترنتی و فایل های صوتی و تلویزیون های بزرگ در مسیر استراحت کارمندان و حتی یک سیستم داخلی تلویزیونی


مشترک فید ما شوید.

در توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من را دنبال کنید و یا از طریق صفحه تماس با من در ارتباط باشید.

همچنین مطالب مرا در شبکه اجتماعی مدیریت پروژه دنبال نمایید.

Share

  • آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

  • بیشترین بازدیدها در گودر

  • Google Friends Connect

  • استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است
    قالب iDream توسط Templates Next \ فارسی شده توسط اژدری | قدرت گرفته از وردپرس فارسی